تعلیم و تربیت کلید اساسی پیشرفت دوامدار افغانستان است که روند موفقانۀ بازسازی به آن نیاز دارد. دويچه وله با برنامۀ تفریحی "بشنو و بیاموز" رشد و توسعۀ مهارت ها و سطح دانش شنونده گان جوان را فراهم می کند.
یکمنش از خاطرات کودکی اش با زبانی قصه می کند که خواننده در لذت بردن از هر آن چه که راوی کیمیاگرانه می نویسد، خود را شریک احساس می نماید.آواز ملکوتی مادرکلان میمنه گی او و افسانه های پرماجرا از قلمش به گوش می رسند.
مریم دختر شانزده ساله با پدر، مادر و برادر خود در یکی از مناطقِ خارج از شهر کابل زندگی می کند. چون وضع اقتصادی فامیل خوب نیست، مادر مریم برای مردم لباس شویی می کند و مریم او را کمک می کند.
مجموعه ی منتخب داستان های نویسا، در سال 2003 به زبان فرانسوی تحت نام «Bonjour, Douleur!» در پاریس منتشرگردید. برخی از داستان هایش به زبان های آلمانی، انگلیسی، نارویژی و هالندی و ترکی نیز برگردان و چاپ شده اند.
فرید متعلم یکی از مکاتب در کابل است. او چون پسر لایق و با ادبی است همه برایش احترام دارند و به همین سبب کفتان صنف نیز است. یکی از همصنفی های فرید، سرور نام دارد. سرور پسر شرور، نالایق و بی ادب است.
شکریه، زن بیوه ی 19 ساله همراه با پدر، مادر و دو دختر چهار ساله و دو ساله اش در یکی از مناطق شهر کابل زندگی میکند. شوهر شکریه چندی قبل در یکی از حادثات انتحاری جانش را از دست داده است.
اگر خر دُم نمی داشت و اگر دست مامایم به دم خر نمی رسید، این دنیا را نادیده به آن دنیا می رفتم. مادرم در آخرین هفته های بارداری، سوار بر الاغی به دنبال دیگران راه دراز و دشوار گذار مهاجرت را می پیمود.
حسن طفل هشت ساله است که در صنف دوم مکتب درس می خواند. پدر حسن از چهار ماه به ین سو نسبت به دلیل انفجار ماین و از دست دادن یکی از پاهایش، در خانه است و نمی تواند کار کند.
عاصف حسینی برای سلسله ی برنامه ی «بشنو و بیآموز» نمایشنامه رادیویی را نوشته است. مساله ی کار اطفال، موضوع اصلی نمایشنامه است. در نمایشنامه تلاش به عمل آمده تا زندگی و روحیه ی اطفال کارگر به تصویر کشیده شود.
سال تولدم را در حاشيه ى قرآن، حوت 1335 نوشتند. تبارم را نمي دانم. رهگذر كوچه هاى عشقم. سر بر زمين دارم. عشق اين نكته را به من آموخته است: « خاك پاى همه شو تا كه بيابى مقصود».
هیلی، دخترک سیزده ساله با پدر و مادرش در شهر کابل زندگی میکنند. مادر هیلی خیاطی میکند و از این طریق کرایه خانه و مصارف زندگی را تهیه میکند. پدر هیلی در جستجوی کار است، اما تا به حال موفق به پیدا کردن کار نشده است. )
جنگ ها در کابل، نه تنها دارایی پدر را خاکستر می سازد، بل آنان را چند بار مجبور به تغیر محل اقامت می کند. محدودیت ها بر رشته های هنری نیز بیشتر و بیشتر می شوند.
غرق در دریای سودا، امان در پیاده رو روان بود. نه سرو صدای عابرین و نه هم آرن موترها بزم افکارش را بر هم می زد. یکباره متوجه می شود که کسی نامش را صدا می زند. (01.08.2011)
صوفیه دختر شانزده ساله که شاگردی لایق و جسور است در کابل زندگی می کند و در یکی از لیسه های دختران درس می خواند. صوفیه سخت علاقمند ادبیات، مخصوصاً شعر است.
علی،پیش ازتولدمهاجرشده بود.پدرش دربازارمندوی کابل،دکان کهنه فروشی داشت ودرعین زمان طلبه ی علوم دینی بود.درسال 1359وقتی ماموران امنیتی رژیم می آیند،چون سید مهدی مشکات، را نمی یابند، پدروبرادرش را به زندان می اندازند.
احمد جوان هژده ساله با پدر، مادر و سه خواهرش در شهر کابل زندگی میکنند. برادر بزرگتر احمد از چند سالی به این سو در آلمان مصروف تحصیل است. پدر احمد داکتر و مادرش معلم است.
«درس خواندن توام با کار کردن، ساده نبود. اما بالاخره موفق شدم در «موسسه ی هنرهشتم» در رشته ی تصویربرداری درس بخوانم و سند فراغت حاصل کنم.»
نجف علی، در سال 1360 در دهکده ی «سبز چوب» ولسوالی جاغوری ولایت غزنی، چشم به جهان گشود. چون پدرش سرمعلم بود، علی پیش از سن شامل مکتب شد.
مریم که از دیپارتمنت جامعه شناسی فارغ گردیده است برای تکمیل مونوگراف خود درباره ی اشخاص معتاد تحقیق میکند. فردی به نام کاکا بشیر را که رباب نواز است انتخاب نموده وقصه ای زندگی وی را ثبت میکند.
ليسه ی «سلطان محمود غزنوي» در قره باغ غزنی، آن روز به دست آتش سپرده شد. شاگردان ناگزیر باید با مکتب و آموزش وداع می کردند. اما پدر عبدالواحد نگذاشت که او از نعمت آموزش محروم شود.
جاوید وهارون جوانان 17 و 18ساله که علاقمندی به برنامه های آموزشی رادیو دارند میخواهند ازطریق انترنت این برنامه ها را تعقیب کنند. تعریف های جاوید درموردبرنامه های رادیویی هارون را سخت علاقمند ساخته است.
کودک که بود می خواست دریور شود. امّا کتاب های قصه های مصور کودکان که پدرش از هر گاهی برایش می خرید، او را به سوی نقاشی و ادبیات متمایل ساخت. در کودکی جغرافیای منطقه را پا به پای خانواده اش پیمود.
افغانستان، که از اقوام مختلف متشکل است و در آن مشکلات اتنیکی و زبانی وجود دارد، تحمل همدیگر بسیار مهم است. درینجا، به خاطر نزدیکی و اتحاد آنها، نقش مؤسسات سیاسی و نهاد های مدنی توضیح میشود.